میلاد غنچه پرپر کربلا، حضرت رقیه (س)

ستارهای درخشان در آسمان معرفت
در تقویم شیعه، روزهایی وجود دارند که همزمان سرشار از شادی و اندوه هستند. میلاد حضرت رقیه (س)، دختر سه ساله امام حسین (ع)، یکی از همین روزهاست. روزی که قدوم مبارک کودکی به این جهان گشوده شد که عمر کوتاهش، سندی جاودان بر مظلومیت اهل بیت (ع) و قساوت دشمنانشان گشت. امروز، به مناسبت میلاد این دردانه حسینی، به زندگی کوتاه اما پربار و تأثیرگذار ایشان میپردازیم.

تبار و زندگی کوتاه؛ سرشار از محبت پدری
نام مبارک ایشان «رقیه» از ریشه «رقی» به معنای «بالا رفتن» و «پیشرفت» است. هرچند در برخی منابع تاریخی نامهای دیگری نیز برای ایشان ذکر شده، اما نام «رقیه» شهرت بیشتری دارد. ایشان یکی از دختران امام حسین (ع) و مادر گرامیشان طبق برخی روایات، «ام اسحاق» بودهاند.
دوران کودکی حضرت رقیه (س) در دامان پرمهر پدری چون امام حسین (ع) و در خاندانی مملو از نور و معنویت سپری شد. ایشان که به «نازدانه اباعبدالله» شهرت داشتند، از علاقهای وصفناپذیر به پدر بزرگوارشان برخوردار بودند و لحظهای از ایشان جدا نمیشدند. این رابطه عمیق پدر و دختری، بعدها در واقعه کربلا و مصائب پس از آن، به یکی از حزنانگیزترین فرازهای تاریخ اسلام تبدیل شد.
حضرت رقیه (س) و واقعه عاشورا: آزمونی بزرگ در سنی کوتاه
با آغاز سفر امام حسین (ع) از مدینه به سوی کربلا، حضرت رقیه (س) نیز همراه کاروان عشق و شهادت بود. این کودک سه ساله، در صحرای سوزان کربلا، شاهد صحنههایی بود که تحمل آن برای بزرگسالان نیز دشوار است:
- تحمل تشنگی: عطش و بیتابی کودکان در روز عاشورا، یکی از جانگدازترین بخشهای این واقعه است.
- وحشت و اضطراب: صدای شمشیرها، هلهله دشمنان و شهادت پی در پی عزیزان، روح لطیف این کودک را آزرده میساخت.
- فراق پدر: شهادت امام حسین (ع) و وداع ناتمام، بزرگترین ضربهای بود که بر قلب کوچک ایشان وارد آمد.
پس از فاجعه عاشورا، دوران سخت اسارت آغاز شد. حضرت رقیه (س) به همراه دیگر بازماندگان، مسیر طولانی و پر از رنج کوفه تا شام را پیمود. در این مسیر، ایشان ناملایمات و بیاحترامیهای فراوانی را تحمل کردند، اما همواره جویای پدر بودند و با یاد ایشان آرام میگرفتند.
خورشیدی در خرابه شام
اوج مظلومیت این بانوی کوچک، در خرابه شام رقم خورد. جایی که ایشان به همراه دیگر اسرا در شرایطی بسیار سخت نگهداری میشدند. شبی از شبها، حضرت رقیه (س) در خواب پدر را دیدند و پس از بیداری با گریههای بیامان، سراغ ایشان را گرفتند. صدای گریه و بیتابی این کودک به گوش یزید (لعنت الله علیه) رسید. او از روی قساوت و برای ساکت کردن کودک، دستور داد سر بریده پدرش، امام حسین (ع)، را در طشتی برای او ببرند.
این صحنه، یکی از تکاندهندهترین لحظات تاریخ است. زمانی که حضرت رقیه (س) با سر مطهر پدر مواجه شدند، آن را در آغوش کشیدند و با نجواهای کودکانه، از درد فراق و مصیبتهایی که بر ایشان گذشته بود، شکوه کردند. آنقدر گریستند و با پدر سخن گفتند که سرانجام، روح لطیف و رنجکشیدهشان تاب این غم عظیم را نیاورد و در کنار سر پدر، جان به جان آفرین تسلیم کردند. شهادت ایشان در خرابه شام، سندی گویا بر اوج ظلم و شقاوت بنیامیه شد.
چرا یاد حضرت رقیه (س) زنده و الهامبخش است؟
شاید سوال شود که چرا یک کودک سه ساله، اینچنین جایگاهی در تاریخ و فرهنگ شیعه دارد. پاسخ در پیامهایی نهفته است که زندگی و شهادت ایشان به همراه دارد:
- نماد مظلومیت و معصومیت: حضرت رقیه (س) نماینده تمام کودکان و بیگناهانی است که در طول تاریخ قربانی ظلم و ستم شدهاند. داستان ایشان، چهره واقعی دشمنان اهل بیت (ع) را آشکار میسازد.
- نماد عشق حقیقی به امام: وابستگی و عشق ایشان به پدر، که امام زمانشان نیز بود، درسی بزرگ برای همه ماست. او نشان داد که عشق به حجت خدا، سن و سال نمیشناسد.
- منبع توسل و کرامت: امروزه حرم مطهر ایشان در دمشق، پناهگاه دلشکستگان و حاجتمندان است. کرامات бесشماری از این بانوی کوچک نقل شده و بسیاری از مؤمنان برای حل مشکلات خود به ایشان متوسل میشوند.
- فریادی برای همه مظلومان: یاد حضرت رقیه (س) به ما میآموزد که در برابر ظلم سکوت نکنیم و همواره صدای مظلومان باشیم.
سخن پایانی
میلاد حضرت رقیه (س) فرصتی است برای بازخوانی درسهای عاشورا از زاویهای دیگر. فرصتی برای درک عمیقتر مظلومیت خاندان پیامبر (ص) و شناخت جایگاه رفیع آنان. اگرچه زندگی ایشان کوتاه بود، اما نام و یادشان تا ابد در تاریخ زنده خواهد ماند و چراغ راهی برای همه آزادگان جهان خواهد بود.
میلاد این دردانه سه ساله و سفیر کوچک کربلا بر همه شیعیان و دوستداران اهل بیت (ع) گرامی باد.
برچسب ها :